صفحات

۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

قدرت

قدرت کلمه ای است که در معانی مختلف ظاهر می شود. با توجه به این که در چه موضوعی بخواهیم این کلمه را بکار ببریم. قدرت در ورزش، در عشق، قدرت در معنی آکادمیک آن، در کار، در سیاست هر کدام تعریف متفاوتی دارد.
ولی من می خواهم به معنی کلی آن نگاهی داشته باشم. آن چه همه ما در اولین لحظه ای که این کلمه را می شنویم به ذهنمان می رسد، یک توانایی است برای انجام کاری که نتیجه اش مثبت باشد و به اصطلاح در هدفی بخصوص موفقیت حاصل شود و بتواند عده ای را نیز سهیم کند که آنها نیز از نتیجه راضی باشند. 



اول از همه باید بگویم همیشه اشتباهی بوجود می آید در تعریف کلمه قدرت (Power) و تسلط (Authority). بیشتر افراد دنیا می پندارند که این دو لغت یک معنی واحد دارند.
جامعه شناسان بر این اعتقاد هستند که قدرت در قرون مختلف دارای معانی مختلف بوده است و برای مثال اعتقاد دارند در قرون گذشته سرمایه به مقدار زیادی قدرت بهمراه داشت ولی در قرن 21 نوع دیدگاه ها و اطلاعات کارآمد داشتن در مورد حرفه، مهم تر است.
آنها بر این باور تأکید دارند که قدرت و نفوذ می توانند خیلی بهم نزدیک باشند. قدرت همچنین پایدار و استوار است. عملی که روزی پیروز میدان و فردا شکست خورده است ضعف است نه قدرت. از این رو پول و سرمایه چون می تواند روزی در معرض ورشکستگی یا دزدی قرار بگیرند دیگر در این قرن قدرت به حساب نمی آیند.
این روزها اگر دقت کرده باشید به خیلی از افراد مشهور موفق در حرفه شان در دنیا، لقب امپراطوری می دهند، چون آنها محیطی را در اطرافشان بوجود آورده اند که قدرتی غالب بهمراه دارد.
روانشناسان معتقدند آنها این قدرت و توانایی را دارند که عده زیادی از مردم را با خود همراه کنند، بطوری که آنها نیز قبول کنند که همکاری داشته باشند یا بصورت مالی یا فکری یا عملی.
آن چه شما را بصورت داوطلبانه و باید بگویم مشتاقانه به سمت محصولی می کشد که چندین برابر قیمت تمام شده آن برایش پرداخت کنید، در حالی که نوع دیگری از آن را هم اکنون دارید، و اشکالش این است که فقط کمی قدیمی شده است، نشانه قدرت صاحبان و تولید کنندگان آن محصول است.
در شغل و حرفه قدرت مساوی موفقیت است. کنترل موقعیتها را در دست داشتن است. و این به پختگی و سیاست نیاز داد. روابط عمومی خوب و نفوذ مؤثر، درستکاری و امانت در کار همه قدرت به ارمغان می آورند.
قدرت کسی را زیر پا له نمی کند و برای بالا رفتن و پیشرفت پایش را روی شانه بقیه نمی گذارد. متکی به خویش است. به زور از کسی تقاضای کمک و گدایی نمی کند، از این رو آرام و مطمئن است و چون راه درست را نیز در پیش گرفته و مصمم است، به هدفش می رسد.
شخصی که نمی تواند کنترل موقعیتها را به دست بگیرد بشدت عاجز است و به زور متوسل می شود که ممکن است موردی بتواند کنترلی داشته باشد ولی موقتی است. قدرت انجام کار یا هنر همراه کردن عده ای را نیز با خود ندارد. از این رو قدرت به قدرت کاذب تبدیل می شود.
یادم می آید در دبیرستان که درس می خواندم سال اول مدیری داشتیم بسیار خشن و بی ادب همیشه زبانش به حرفهای ناروا می رفت و چهره اش از همان ابتدای صبح خشن و عصبانی بود، حتی لباس پوشیدنش نیز خشن بود. به بچه ها زور می گفت و از آنها انتظارات بی جا داشت. همه چهار ستون مدرسه را جاسوس گذاشته بود و به شدت به خیال خودش می خواست کنترل مدرسه را به دست بگیرد.
دبیرستان ما بسیار پرجمعیت بود و البته کنترل یک جمعیت زیاد، کاری بس دشوار است ولی او افراد زیادی را به استخدام گرفته بود و امکانات زیادی به علت رابطه خانوادگی با فرد بسیار معروفی نیز داشت. به خیال خودش "قدرتی" داشت. ولی او فقط یک ترسو و خشن در نتیجه یک ضعیف بود و صلاحش زور بود، همین. او معنی انضباط و دیسیپلین را نمی دانست و مثلاً می خواست مدرسه انضباط داشته باشد ولی مدرسه شبیه به پادگان شده بود. هر روز برای ورود به مدرسه همه کیف دانش آموزان بازحویی می شد و مقررات سختی برای ورود از درب مدرسه گذاشته بود، بطوریکه تک به تک وارد مدرسه می شدیم آن هم با آن جمعیت.
بچه های بی گناه به خاطر نمره انضباط مجبور به رعایت قوانین خودخواهانه او بودند. ولی پر واضح است که هیچ وقت دل بچه ها را بدست نیاورد و هیچکس را به غیر از معدودی از کارکنانش که حقوق خوبی به آنها می داد با خود همراه نکرد. به خاطر همین بعد از گذشت یکسال، آن به اصطلاح قدرتش کاملاً متلاشی شد و او را از مدیر بودن برای همیشه خلع کردند و شنیدم که دیگر حتی اجازه مدیریت در هیچ مدرسه ای را به او نمی دادند. البته به خاطر یک رسوایی اخلاقی که نمی خواهم در این جا به آن بپردازم که مورد بحث ما نیست، هم بود و همچنین شکایتهای زیاد والدین و دبیران و دانش آموزان.
سال بعد از آن و تا سال آخری که آن جا بودم مدیری به جای او آمد که واقعاً بنظرم قدرت داشت، بسیار آرام و با سیاست بود. جوی بسیار با نظم در مدرسه حاکم بود. بچه ها آرام بودند و احساس نمی کردند که به آنها ظلم می شود. او مدیریتش در مدرسه پایدار شد بدون زور یا خشونت بچه ها او را قبول داشتند دبیران حمایتش می کردند و او هم به مدیریت مدرسه، مسئولیت حقیقی اش می رسید و از همه مهمتر بین مردم احترام داشت و او را می خواستند همین به او اعتماد بنفس می داد و احتیاجی به شوی قدرت راه انداختن نداشت چون قدرت حقیقی را داشت. روز معلم اتاقش پر از گل و کارت و هدیه شده بود بطوریکه جای راه رفتن کم شده بود و گلدانهای گل را پشت درب اتاق او گذاشته بودند. بنظرم به هدفش رسیده بود و بقیه هم راضی بودند.
قدرتی که زور پشت سر آن باشد هیچ ارزشی ندارد، چون عده ای ناراضی خواهند بود و اگر این عده تعدادشان به اکثریت برسد برای صاحب زور نتیجه اش معکوس خواهد بود.
قدرتی که زور پشت سرش باشد، معنی دیگری هم دارد و آن "ترس" است. ترس باعث بودجود آمدن زور و فشار بی دلیل می شود. هر مقدار ضعف بیشتر باشد و یا حتی احساس ضعف بوجود آید، فرد بیشتر اصرار دارد حرفش را به کرسی بنشاند و مقدار زورگویی بیشتر می شود.

۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

عادل فردوسی پور

عادل فردوسی پور مجری توانایی است که اجرای برنامه نود را بعهده دارد. اگر به هزار و یک دلیل این برنامه را نمی بینید. به شما توصیه می کنم ببینید.
زمان برنامه البته زیاد مناسب نیست معمولاً قرار است ساعت 10:30 شب روزهای دوشنبه پخش شود ولی همیشه با تأخیر پخش می شود و چون دو سه ساعت هم طول می کشد، آدم خوابش می برد.
مجری این برنامه با همه برنامه های تلویزیونی صدا و سیما تفاوت دارد. مهمترین فاکتور این تفاوت میزان اطلاع آن از مسائل روز است. مشخص است که برای کاری که دارد مطالعه می کند و روی صندلیش که می نشیند سردرگم و خنگ بنظر نمی رسد. رک و صریح است البته حتماً محدودیتهایی برایش قائل هستند ولی تا جایی که بتواند سعی می کند حق به حقدار برسد. در تلفظ کلمات و اسمها مشکل ندارد. (در گزارش دهی فوتبال هم همیشه مطلع است و همیشه گزارش فوتبالی او از بقیه جذابتر است، راجع به بیوگرافی بازیکنان و ...)
بعضی مواقع کمی تند می رود مخصوصاً هنگام صحبت با بازیکنان ولی در کل منصف است و برنامه اش جذاب. کسی جرأت ندارد در برنامه اش دروغ بگوید چون به احتمال زیاد مچش باز می شود ولی خب بعضی ها چون عادت دارند، دیگه ترک عادت موجب مرض است.
در این مواقع با گفتن "باشه، باشه" سر و ته قضیه را هم می آورد ولی این باشه باشه گفتن یعنی من که قانع نشدم و حرفت را باور نکردم حالا تو هی زور بزن.
پخش مصاحبه های مایلی کهن هم از قسمتهای اکشن برنامه به حساب می آید، او که با همه دعوا دارد، سعی دارد خود را حق به جانب نشان دهد و در نهایت بی انصافی طرفش را می کوبد، هر کسی که توسط او کوبیده شود به شدت نزد مردم محبوب می شود و او چهره خودش را بیشتر نشان می دهد و ضعف شخصیتی او کاملاً مشخص می شود. ماجراهای دنباله دار مشکلات او با افراد دیگر همچنان ادامه دارد، و اصولاً بنظر می رسد دوست دارد مطرح باشد و تصویرش از تلویزیون نمایش داده شود.

۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

انتظار!

انتظار : اثر بزرگمهر حسین پور


۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

علی کریمی

محمد علی کریمی پاشاکی که جایزهٔ بهترین بازیکن سال فوتبال آسیا در سال 2004 را برای کشور به افتخار گذاشت. بازیکن محبوب فوتبال ایران، بعلت "جرمی" که به گفته حضور شاهدان انجام نداده است، از باشگاه استیل آذین اخراج شده است.


علی کریمی بعلت اعتراض به سردار آجرلو مدیرعامل باشگاه استیل آذین در باب لباس ورزشی بازیکنان و لج و لجبازی متداول در فرهنگ غنی ما ایرانیها که چندین هزار سال پیشینه دارد، اخراج شد. این چهره ملی- مردمی که بارها برای این کشور افتخار آفریده، دستخوش یک تصفیه حساب شخصی شده است.
علی کریمی هنگام حضورش در بونداِس لیگا، با اعلام قبلی به فلیکس ماگات سرمربی وقت بایرن مونیخ و موافقت او، با زبان روزه در تمرینات تیمش حاضر می‌شد. اخراج به خاطر روز‌ه‌خواری نه تنها در ساختار انضباطی فیفا جایی ندارد بلکه در فوتبال ایران هم برای نخستین بار رخ می‌داد و حتی در کشورهای اسلامی دیگر نیز سابقه نداشته ‌است (ما مقام اول رو کسب کردیم).


بنظر من اگر بازیکنی به این سرشناسی از موضوعی انتقاد داشته باشد، کوچکترین لطفی که به آن می شود کرد این است که به حرفهای او گوش داد و با خود برای یک دقیقه فکر کرد که آیا چیزی که درخواست دارد خیلی بر آوردنش سخت است یا خیر؟ برای باشگاه ثروتمندی مثل استیل آذین خریدن لباس مناسب برای بازیکنان چقدر خرج دارد؟ آیا صاحب باشگاه آقای هدایتی دغدغه اش لباس بازیکن است؟
آقای مدیرعامل، متأسفانه آنقدر بی تجربه هستید که حاضرید مبالغ زیادی به بازیکن پرداخت کنید تا برایتان مقام بیاورد، ولی حاضر نیستید خواسته های اولیه او را برای موفقیتش برآورده کنید؟
این که چهله تابستان بازیکنان تیم ملی را به اردویی گرم پر از پشه و گاو و گوسفند ببرید، یعنی این که من به بازیکن پول می دهم، او را آموزش می دهم، انتظار برد از او دارم، ولی امکانات در حد حداقل برای استراحت و راحتی را به او نمی دهم. این چه نوعی از مدیریت است؟ نوع مدرنش؟ یا پست مدرنش؟ 
این که حرف باید حرف ما باشد یک نوع پشرفته از حماقت است که در قرن 21 دیگه کارایی خودش رو از دست داده است.
اگر علی کریمی از موضوعی شکایت دارد و رسانه ای هم شد (شاید هم برای همین حساسیت ایجاد شده)، مدیر عامل باید پاسخگو باشد، باید او هم بیاید در تلویزیون و او هم دلایلش را عنوان کند (اگر مرد است). یا دلیلی دارد و حرفش حساب است یا دلیل محکمه پسندی ندارد و بازیکن باید اخراج شود.!!!! آخر تا کی باید شاهد لجبازیهای بی مورد آنهم در سطوح بالا باشیم؟
علی کریمی یک چهره ملی و محبوب است چه بازی کند چه نکند، چه گل بزند چه نزند باز هم محبوب است و این محبوبیتش را از دست نمی دهد چون آزاده است و مردمی و به اندازه کافی افتخار برای ایران کسب کرده است.
علی کریمی در جمع کودکان بی سرپرست
علی کریمی در کنار بابک معصومی - زمانیکه کسی کمکی به بابک معصومی نکرد علی کریمی تمام مخارج بیمارستانشو پرداخت کرد.  

علی کریمی در کنار بلندقدترین پسر ایران که در برنامه ماه عسل شرکت کرد. از بلندی قد خودش دچار عارضه شده بود. مجری ازش پرسید چه آرزویی داری. گفت سه تا آرزو دارم. یکی اینکه سالم باشم. لپ تاپ داشته باشم. و علی کریمی رو از نزدیک ببینم. همون شب علی کریمی یه لپ تاپ براش خرید و رفت به دیدنش و گفت هزینه درمانت هم میدم بری آلمان. هر سه تا آرزوشو برآورده کرد.


۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

BMI

این روزها در ایران در بین دسته ای از افراد لاغری بیش از اندازه شایع شده است. من خودم از طرفدارهای پر و پا قرص اندام زیبا هستم ولی اندام زیبا تعریف مشخصی دارد. خانمها یک استانداردی دارند، آقایان استاندارد دیگری و نباید اندامهای آنها شبیه به هم باشد.
با ورود ماهواره به ایران و دیدن کانالهای Fashion توسط ایرانیها، این فکر به ذهن دسته ای خطور کرد که اگر مثل این مانکنها لاغر باشیم پس زیبا هستیم. بعلاوه این موضوع هچ وقت در نظر گرفته نمی شود که این مدلها بعلت بلندی بیش از اندازه قدشان کشیده تر و باریک تر بنظر می رسند و از آن مهمتر نسبت اندازه پایین تنه به بالا تنه آنها (همه آنها پاهای بلند و کمر باریکی دارند با این همه، همگی از کفشهای پاشنه دار استفاده می کنند).
در مورد مدلهای فشن شوها، باید گفت که 90 درصد آنها کاملاً ناشناخته و آماتور هستند و مورد توجه نیستند. اگر دقت کنید، آنهایی که معروف هستند، اسم و رسمی دارند و به زیبایی معروف هستند از اندامهای متناسب و زیبایی برخوردار هستند. ولی چون ایرانیها شناختی از آنها ندارند و محدوده اطلاعاتشان کم است الگوبرداری محدود می شود به دیدن این برنامه ها.
در ابتدای دهه نود انتخاب این مدلها بر اساس بلندی قدشان و اندام زیبا و صورت زیبا صورت می گرفت، دهه نود پر از مدلهای معروف شده بود که فوق العاده زیبا بودند ولی این زیبایی به ضرر طراحان مد بود، چون هنگام شوها مردم بیشتر به اندام زیبای زنانه آنها و صورتشان توجه داشتند نه به لباس طراحی شده. 
به علاوه شرکت این مدلها بعنوان مدل عکس برای تبلیغات فوق العاده رواج پیدا کرده بود، در نتیجه توجه ها بیشتر به سمت شهرت و زیبایی بود تا طرح ارائه شده. نام چند تا از معروفترین Top Modelها به همراه عکسشان را در زیر می بینید.


سالهای بعد تصمیم گرفته شد تا انتخاب به گونه ای باشد که اندامها زیاد برجستگی نداشته باشند و به این منظور از لاغرترین ها استفاده می شد، صورتشان هم نباید خیلی زیبا باشد فقط قدشان بلند باشد تا هر لباسی به آنها می پوشانند خود را نشان دهد. 
آیا تا به حال دقت کرده اید که مدلها به هنگام اجرا، هرگز نمی خندند و یا حالتی به صورت خود نمی دهند، اینها همه برای آن است که جلب توجه نداشته باشند تا فقط به لباس آنها توجه شود. حتی راه رفتن آنها باید به حالت مشخصی باشد که راه رفتنهای مختلف جلب توجه نکند.
در پی این سالها متقاضیان مدل شدن در سراسر دنیا اقدام به رژیمهای سخت می کردند. راههای اشتباه را بر می گزیدند تا فقط لاغر باشند.
بعد از اثبات بیماریهای بسیار که توسط انجمنهای پزشکی به اثبات رسید و زیانهای این رژیمها، شاخصی بمنظور وزن طبیعی اشخاص ارائه شد. این فرمول بصورت زیر می باشد:



BMI یا Body Mass Index یا ترجمه معادل آن "شاخص جرم بدن" افراد از یک حدی نباید کمتر و یا بیشتر باشد. حاصل تقسیم وزن بر حسب کیلوگرم بر قد بر حسب متر به توان دو باید بین عدد 18.5 تا 25 باشد که بسته به نوع استخوان بندی افراد متفاوت است. (کسی که استخوان بندی درشتی دارد عدد 18.5 برایش بحرانی تلقی می شود) و مثلاً برای نژاد آسیایی مثل چینی و ژاپنی که استخوان بندی ظریفتر دارند 18.5 تا 22.9 حالت طبیعی به حساب می آید.
سایر اعداد بدست آمده بصورت زیر تفسیر می شوند:

کسانی که BMI آنها زیر عدد 16.5 بدست می آید وضعیتشان بحرانی است و وزنشان بسیار کم است. (خطرناک)
بین 16.5 تا 18.4 کسری وزن دارند.
بین 18.5 تا 24.9 نرمال.
بین 25 تا 29.9 اضافه وزن.
بین 30 تا 34.9 چاقی کلاس 1.
بین 35 تا 39.9 چاقی کلاس 2.
بالای 40 چاقی کلاس 3.(خطرناک و زیان آور)

جورجیو آرمانی طراح مشهور ایتالیایی پس از مرگ Ana Carolina Reston مدلی که بر اثر لاغری بیش از اندازه فوت شد، از پذیرفتن مدلهای با BMI زیر 18.5خودداری می کند.

اگر می خواهید اندام متناسب بهمراه سلامتی داشته باشید، به اندازه غذا بخورید، با تنوع کافی از همه مواد غذایی بخورید، ورزش کنید.