صفحات

۱۳۸۹ تیر ۲۴, پنجشنبه

جمله ای که نمی دانم از کیست؟

ما بعنوان انسان مسئولیتهایی داریم و مهمترین آنها این است که سعی کنیم زندگیمان هر روز از دیروز پربارتر باشد. هر شخصی بر پایه اعتقاداتش و سلیقه های شخصی، برای بدست آوردن آن چه که فکر می کند زندگیش را بهبود می بخشد، تلاش کند. قدمهایش به جلو باشد و در جاده پیشرفت. با دنیای امروز آشنا شود و قراردادهای آن را بیاموزد.
تبعیضها، کینه و غرض ورزی را کنار بگذارد. دشمنان خود را فراموش کرده و به فکر انتقام جویی نباشد. خشم و کینه روح انسان را آزار می دهد. اگر این آزارها زیاد شدند ممکن است روح انسان برای همیشه بمیرد.
فکر کنم یکی از مشکلات بشر امروز "تعصب" باشد. این که هر کسی فکر کند از دیگری برتر است و البته باهوشتر است. درست تر فکر می کند و هر آن چه که فکر می کند "حق" محض است. احتمالاً مسیحی ها فکر می کنند دینشان بهترین دین دنیاست و بوداییها دینشان از بقیه ادیان معنوی تر...
احتمالاً ژاپنیها فکر می کنند خلاقترین مردم دنیا هستند و هندیها فکر می کنند با هوش تر از بقیه هستند. فرانسویها فکر می کنند شیک پوش ترین مردم دنیا، و ایرانیها فکر می کنند که "آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری".
تعصب وجدان را نابود کرده و بذر نفرت می کارد.
اکثر کسانی که تعصب بی جا دارند،سعی می کنند تا آنجایی که می توانند چشم و گوششان را ببندند. چشم و گوش را نگه داشتند جای دیگر که صرف داره حسابی باز کنند، مستهلک می شه اگه زیاد استفاده بشه.
چند سال پیش آهنگی شنیدم که جمله فوق العاده معنی داری در آن بود. بعد از حدود 20 سال هنوز یادم نرفته است. 

Separation Breeds Prejudice
Prejudice Breeds More Separation

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر