۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

Gossip Girl

یکی از موفق ترین سریالهای درامایی که تا امروز دیده ام سریال Gossip Girl است. این سریال بر اساس رمانی ساخته شده که اولین بار در سال 2002 نوشته شده بود ولی نخستین سیزن (season) سریال در سال 2007 توسط شبکه تلویزیونی CW (که مخفف CBS و Warner Bros است) و من اکثر سریالهایش را دوست دارم نمایش داده شد. (اولین بار این شبکه با همکاری این دو غول تلویزیونی و سینمایی تأسیس شده بود.)


تا به حال چهار فصل یا سیزن این سریال ساخته شده است. اسم این سریال خوش ساخت و جذاب برگرفته از نام مستعار شخصی است که بوسیله عکسها و اطلاعاتی که برایش فرستاده می شود، در یک وبلاگ خبرهای یک منطقه و دبیرستانی از منهتن نیویورک (Upper East Side) رو پخش می کنه و به موازات آن خیلی سریع روی موبایل همه انتشار پیدا می کنه. تمرکز اصلی سریال همانطور که طبیعت سریالهای دراما آن را می طلبد، پرداختن روابط، بین انسانها است.


نحوه ساختن این سریال اعم از کارگردانی، سناریو و شخصیت پردازی و رنگ و لعاب سریال فوق العاده است. پیامهای مثبت و منفی سریال در نهایت دقت و هوشمندانه بیان می شوند و مثل سریالهای ایرانی که پیام رو توی یک کلوز آپ طولانی مثل وروره جادو به مدت بیست دقیقه به بیننده القاء می کنند، نیست.
در سریالهای ایرانی احساس می کنم فیلمبردار بعضی وقتی حوصله نداشته رفته بیرون یک هوایی بخوره و دوربین را روی یک پایه یا طاقچه گذاشته. بعضی صحنه ها طولانی و پر از حرف است. من فکر می کنم اگر در سریالی هدف این است که پیامی به مخاطب بدهد بهتر است پیامش اینقدر تابلو نباشد که اثر منفی داشته باشد. بعضی از سریالهای ایرانی به گونه ای ساخته می شود که بیننده طرفدار شخصیت منفی می شود چون جذابیتش بیشتر است. فکر می کنم این ضعف به کارگردانی و سناریوهای ضعیف ایرانی بر می گردد.
داستان سریال Gossip Girl بسیار پویا است و سریع بیان می شود، و هرگز از دیدن آن خسته نمی شوید یا احساس نمی کنید با دیدن آن وقتتان هدر رفته است. دوست دارید در 45 دقیقه زمان سریال به صفحه خیره شوید تا حتی لحظه ای از دیالوگ آن را از دست ندهید.

۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

هنر نزد ایرانیان است و بس

واقعاً هنر نزد ایرانیان است و بس، البته "یک عده معدودی" از ایرانیان. هنرهای ایرانیان به شرح زیر می باشد.

1- هنر دروغ گفتن. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا این مدلی که ایرانیها می گن، دروغ بگن.
2- هنر سر هم کلاه گذاشتن. باز تصور نمی کنم که کسی اینطوری بتونه حق هموطنانش رو بخوره.
3- هنر زیر پای هم رو خالی کردن (مخصوصاً توی محیط کار که به آن اصطلاحاً "زرنگی" گفته می شود )
4- هنر بی دقتی و بی توجهی.
5- هنر بستن چشم به روی حقایق.
6- هنر تظاهر و ریا.
7- هنر جنگ و دعوا با فامیل و همسایه و کارمند و کارگر و هر کسی که لازم باشه، و رویش رو زیاد کرده باشه.
8- هنر بی اعتنایی به معشوق و عاشق و ... بمنظور جلوگیری از پررو شدن.
9- هنر ناراحت کردن و آزار دادن اطرافیان بمنظور جلوگیری از پررو شدن.
10- هنر پز دادن.
11- هنر تعصب بی جا در همه چی.
12- هنر افراط و تفریط.
13- هنر فضولی و دخالت و در عوض از خود و خانواده خود اطلاعات ندادن.
14- هنر چاپلوسی.
15- هنر رانندگی بد (البته این نوعی از زرنگی هم به حساب می آید)

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

بزرگمهر حسین پور



این کمیک جالب اثر بزرگمهر حسین پور است که من از طرفدارهای کارهای او هستم. کارهایش حرف ندارند از تصویرسازیهایش گرفته تا کاریکاتور و کمیک استریپهایش همگی خوب هستند. اثر "تن تن در تهران" او ابتکار جالبی است که منحصر به خودش است.
سوژه کمیکهای بزرگمهر حسین پور سنجیده است و فکر پشت هر کدومشون هست. 

او در هفته نامه چهلچراغ صفحه "ساندویچ" را دارد.


۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

فرمت حافظه شما - تضمینی!!!!

آیا خاطرات و حافظه ما به مرور زمان پاک خواهد شد؟ این سؤالی است که برای خیلی ها مطرح است. من خودم شخصاً فکر می کنم که اگر کسی "بخواهد" موضوعی را از حافظه اش پاک کند این کار در مدت یک دقیقه امکانپذیر است ولی اگر نخواهد چی؟
از بین فیلمهایی که تا بحال دیده ام موضوع فیلم
Eternal Sunshine of The Spotless Mind محصول سال 2004 رو خیلی پسندیدم و موضوع جدیدی بود.



داستان مربوط به یک دختر و پسر است که پس از مدتی آشنایی و رخ دادن یک سری اتفاقها تصمیم به جدایی می گیرند. آنها (ابتدا دختر) به جایی می روند که ادعا می کند می تواند ذهن آنها را از وقایعی که نمی خواهند پاک کند.
فیلمبرداری فیلم، مانند این است که یکنفر با دوربین شخصی خودش آن را فیلمبرداری کرده و اصلاً حالت حرفه ای ندارد. به همین خاطر برای بیننده طبیعی تر بنظر می رسد. مخصوصاً که ضبط صدای آن هم با بقیه فیلمها فرق دارد. انتخاب هنرپیشه ها واقعاً عجیب است هنرپیشه زن Kate Winslet در یک کاراکتر کاملاً متفاوت با آنچه همیشه بوده است. و هنرپیشه مرد Jim Carrey هم باز متفاوت با همیشه اش.  
داستان فیلم بر پایه کوششهایی است که این دو انجام می دهند تا ذهن خود را از یکدیگر پاک کنند.
نتیجه ای که من از این فیلم گرفتم لااقل برای خودم خیلی آموزنده بود.
اسم فیلم برگرفته از شعری است از Alexander Pope :

How happy is the blameless vestal's lot!
The World forgetting, by the world forget.
Eternal sunshine of the spotless mind!
Each pray'r accepted, and each wish resign'd.