۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه

جدایی نادر از سیمین

اصغر فرهادی عزیز اسکار را هم به کلکسیون جوایزش در سال 90 اضافه کرد
شاید شما نتونید تصور کنید که چه حس خوبی داره وقتی صبح که از خواب بیدار می شید موبایلتونو روشن می کنید ببینید یک اس ام اس اومده از یک دوست نازنین با این مضمون اسکار در دستانش آرام گرفت فرهادی این مرد با شکوه.

من که از خوشحالی داشتم سکته می کردم این فیلم یعنی جدایی نادر از سیمین همونطور که می دونید تا به امروز خیلی جوایز متعددی گرفته ولی این یکی برای خود من یک ارزش خاصی داشت. من از صمیم قلب خوشحالم و واقعاً امیدوارم که این تازه اول راه موفقیتهای آقای اصغر فرهادی عزیز و محبوب باشه.
وقتی داشتم مراسم گلدن گلوب رو نگاه می کردم، از خوشحالی گریه کردم وقتی مدانای عزیز جایزه را به اصغر فرهادی محبوب داد.
نمی دانم مراسم را دیدید تا نه؟ مدانای (یا مدونا با تلفظ ایرانیش) دوست داشتنی که خودش فقط در عرصه موسیقی یک اسطوره است، با تلفظی کاملاً درست و بی عیب که از نام ایران داشت، جایزه را به اصغر فرهادی داد. من که ندیده بودم یک غیر فارسی زبان به این زیبایی نام کشورم را تلفظ کند.
من شخصاً خیلی خوشحال شدم که این جایزه توسط مدانا داده شد، مدانا یک خواننده بسیار بسیار موفق و خیرخواه و بشر دوست است که نزدیک به 30 سال است که آلبومهایش همیشه در دنیا شماره 1 بوده اند و بیشتر آهنگهایش چندین هفته شماره 1 جدول موسیقی دنیا بوده اند، شما چه خواننده دیگری در دنیا سراغ دارید که در طول عمر حرفه ای این همه موفقیت کسب کرده باشد؟ مدانا یک انسان کاملاً با استعداد است و من بخاطر استعداد و خلاقیت فوق العاده اش همیشه تحسینش کرده ام.
وقتی داشت جایزه را به اصغر فرهادی می داد از خوشحالی گریه کردم ، بعد از آنهمه ماجراهایی که در سال 90 برای سینمای ایران اتفاق افتاد و آن حرف و حدیثهای بی ادبانه در مورد هنرپیشه های سینما و محدود کردن آنها، این جایزه مرهمی برای همه آن دردها و زخمها بود.
من که فیلم جدایی نادر از سیمین را در سینما دیدم، فیلم را دوست داشتم ولی راستش را بگویم از این که آخرش هم بسته نشده بود، حسابی لجم گرفته بود، ولی حس فیلم، نحوه ساخت فوق العاده فیلم و بازی پیمان معادی و ساره بیات و سارینا فرهادی و کیمیا حسینی خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد.

این فیلم به گفته منتقدین درست و حسابی دنیا، و نه در پیتهای ایرانی، یک فیلم خیلی خوش ساخت و خوبی است و از لحاظ فنی نحوه فیلمبرداری و سناریو و دیگر مسائل فنی سینما بسیار ارزشمند است ولی چیزی که بنظر من (شخصاً) آن را خیلی در کارهای اصغر فرهادی دوست دارم، این است که فیلمهایش خیلی خیلی واقعی هستند یعنی آدم فکر می کنه که این اتفاقها واقعاً داره جلوی چشمش اتفاق می افته و نمی فهمه که فیلمه. این حس بنظرم توی همه فیلمهای اصغر فرهادی وجود دارند مخصوصاً چهارشنبه سوری، درباره الی و صد البته شهر زیبا که فیلم بسیار خوب و عالی بود. این یک هنر خیلی بزرگ هست که خیلی کم توی دنیا دیده میشه. من اولین کاری که از آقای فرهادی عزیز دیدم سریال در شهر بود که از تلویزیون پخش می شد در مورد آن هم آن موقع همین احساس را داشتم که خیلی واقعی درست شده بود.
همینطور تیپ آدمهای اصغر فرهادی همگی بی عیب و نقص و عالی هستند و کلاً شخصیتها رو خیلی خوب در می آره. مثلاً بنظرم شخصیت شهاب حسینی و یا پدر نادر را خیلی خوب در آورده، خود نادر را هم که با آن بازی فوق العاده پیمان معادی دیگه حرف نداره.
وقتی رفتیم که فیلم را ببینیم فروردین سال 90 بود و خوب یادم هست که یک روز عصر رفتیم و بلیط فیلم را نتوانستیم بخریم چون برای تا آخر سانسهای آن شب همگی پیش فروش شده بودند. فردای آن روز دوباره به سینما رفتیم ولی این دفعه صبح زود،  و برای سانس دوم شب توانستیم به سختی بلیط بگیریم، خوب یادم هست که اکران این فیلم همزمان با فیلم اخراجیهای 3 ده نمکی بود، و خوب یادم هست که چه تبلیغاتی برای این فیلم می کردند، من که تا این لحظه فیلم را ندیده ام در مورد فیلم نمی توانم نظری بدهم ولی یادم هست که بیلبوردهای بسیار بزرگی در سراسر سینما از در ورودی گرفته تا دم در گیشه نصب کرده بودند و سانسهای زیادی از سینما را به این فیلم اختصاص داده بودند مخصوصاً سانسهای فوق العاده و خیلی خوب یادم هست که از روز اول که رفتیم دنبال بلیط جدایی نادر از سیمین، بلیطهای اخراجیها مال خود آن سانس که حدود نیم ساعت بعد هم شروع می شد، هم فروش نرفته بود، البته بعداً در همه رسانه های ایرانی اعلام شد که فروش این فیلم از جدایی نادر از سیمین بیشتر بوده که من واقعاً نمی دانم چقدر صحت دارد؟؟!! من فقط چیزی را که به چشم خودم دیدم بازگو می کنم. یادم هست که به همه ارگانها بلیط فیلم را مجانی پخش کرده بودند که گیشه پر سر و صدایی داشته باشد. ولی جدایی نادر از سیمین واقعاً برای آدمی که فیلم شناس باشد یا کلاً سرجمع آدم خوبی باشد، ارزش دیگری دارد. و به هیچ عنوان و در هیچ سطحی قابل قیاس با فیلمهای از نوع ده نمکی ساز نیست.
لیست جایزه های برده شده و کاندید برده شدن این فیلم را می گذارم:

Win:
Yerevan International Film Festival
Vancouver Film Critics Circle
Sydney Film Festival
Southeastern Film Critics Association Awards
San Sebastián International Film Festival
Riga International Film Forum 'Arsenals'
Pula Film Festival
New York Film Critics Circle Awards
National Society of Film Critics Awards, USA
National Board of Review, USA
Melbourne International Film Festival
Los Angeles Film Critics Association Awards
London Critics Circle Film Awards
Kansas City Film Critics Circle Awards
International Film Festival of India
Golden Globes, USA
Fukuoka International Film Festival
Durban International Film Festival
Dallas-Fort Worth Film Critics Association Awards
Camerimage
Broadcast Film Critics Association Awards
British Independent Film Awards
Berlin International Film Festival
Academy Award (OSCAR), USA
 
Nominated:
Toronto Film Critics Association Awards won for Most Popular Fea
Oslo Films from the South Festival
Online Film Critics Society Awards
Independent Spirit Awards
Image Awards
Cinema Writers Circle Awards, Spain
Chicago Film Critics Association Awards
BAFTA Awards
Asian Film Awards
Asian Pacific Screen Awards

۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

خورش آلو با مرغ

خورش آلو با مرغ نام ساخته آخر مرجان ساتراپی محصول سال 2011 است که برگرفته از کتابی به همین نام و به نویسندگی خود او است. ژاندر آن درام است و محصول کشور فرانسه است و تنها هنرپیشه ایرانی آن گلشیفته فراهانی است.

گلشیفته فراهانی

اگر به فیلمهای درام علاقه مند هستید کمی با چاشنی فیلم هنری، حتماً دیدن این فیلم را به شما توصیه می کنم. من که واقعاً دوستش داشتم.
داستان فیلم در ایران قدیم اتفاق می افتد و راجع به زندگی ویولونیستی بنام ناصرعلی است.
بنظر من نحوه به تصویر کشیدن درام و بازی هنرپیشه ها و از همه مهمتر سناریوی فیلم عالی است.


 من همه لحظه های این فیلم رو می پسندم، یعنی از اول تا آخرش، ولی 6 دقیقه تقریباً پایانی فیلم که بی کلام است و موسیقی بسیار بسیار زیبای ویولون اثر Olivier Bernet روی آن گذاشته شده است، واقعاً بنظرم بی نظیر است. یعنی هر کلامی می خواست به جای این 6 دقیقه بگذارد به این زیبایی از کار در نمی آمد. نام track  این موسیقی، Final  از سی دی Poulet aux prunes است اگر مایل بودید در اینترنت آن را گوش بدهید ولی تا فیلم را نبینید، به زیبایی فوق العاده نوازندگی این قطعه و مناسب بودن آن بر روی آن 6 دقیق از فیلم پی نخواهید برد.





کارگردانی مرجان ساتراپی در این فیلم که به همراهی Vincent Paronnaud که در کار قبلی خانم ساتراپی پرسپولیس هم با ایشان همکاری کرده بود، انجام گرفته واقعاً عالی است و من به ایشان تبریک می گویم به خاطر این پختگی در کار.

Vincent Paronnaud & Marjan Satrapi

 بنظرم این سبک، فیلم درست کردن مخصوص کارگردانهای کهنه کار سینمای جهان است و در آوردن کار به این تمیزی حاصل تجربه چندین و چند ساله است و به قول ایرانیها موی سپید می خواهد، ولی مرجان ساتراپی به خوبی از عهده آن برآمده است و به ایشان برای این همه استعداد و نبوغ تبریک می گویم و از صمیم قلب امیدوارم که روز به روز شاهد کارهای بهتری از ایشان باشیم و خیلی خوشحالم که این استعدادها در محیطی بسته و خفه هدر نمی روند.